persian contact English 

سرگذشت امیرحسین اعتمادی در مدرسه شبانه روزی

آقای امیر حسین اعتمادی اگر شاید چند بار به رهبری توهین نمی کرد و رفتارهای ضد ایرانی اش را ادامه نمیداد شاید این داستان اینجا گفته نمیشد. با وقاحت مردم آمریکا را که ضد نژادپرستی به خیابان آمده اند ازاذل اوباش می نامد اما از ازاذل اوباش مسلح در آشوب بنزین حمایت می کرد. از کشته شدن نیروهای امنیتی ایران خوشحال بودند و از کشتن شدن پلیس آمریکا ماتم زده هستند. یک استاندارد دوگانه مشمئز کننده که نشان می دهد اپوزیسون عزت نفسی ندارد.

ایشون در سال ١٣٧١ مدرسه نمونه دولتي باقرالعلوم دانش آموز بوده در منطقه آسيدشريف كلاس اول راهنمايي که دوازده نفره دانش آموز داشت. او متولد لاهيجان است. پدرش صاحب رستوران معروفی بود و قرار بود مرغ و ماهي این مدرسه شبانه روزي باقرالعلوم رو تامين كند. فرزند صاحب رستوران یعنی این آقای اعتمادی هم در مدرسه شبانه روزي بوده چون چشم آبی و بور و خوشگل بود پسر سال بالايي ها دنبالش بودند و با اونها مي پريده و يك شب با پسري به نام عسگر و حسن نيا در توالت مدرسه در حال لواط گیر می افتند. مسئول شب مدرسه اقاي خوشحال و آقای پسنديده و ناظم آقای خوشه چين و مدير مدرسه در آن دوران آقای مومن نژاد بودند. بچه هاي سال سوم شفت و فومنات شبها با او لواط داشتند که حین انجام عملیات لو می روند. او از مدرسه اخراج ميشود و قرارداد پدرش با مدرسه شبانه روزي که قرار بود مرغ و ماهی را تامین کنه بهم ميخورد.

حالا این آقا که مشکل جنسی در کودکی داشته حالا شده فعال سیاسی اپوزیسون در خارج کشور و ضد کشورش برای آمریکا و اسرائیل و دشمنان ایران خوش رقصی و مزدوری می کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


Atashkadeh