امروز : یکشنبه, ۳ اسفند , ۱۴۰۴ |   Sunday, 22 February , 2026    20:24

ایران،کشور بدون خزانه

Loading

بعد چهل هفت سال از انقلاب، کشور به وضعیت عجیب غریب و بغرنجی در زمینه کنترل نرخ ارز رسیده است که محصول روند خصوصی سازی بوده است. التهاب ارزی و افزایش قیمت طلا در ایران مصنوعی و توسط بخش مافیایی خصوصی دامن زده میشود.

سازمان خصوصی در این سی سال تولید ثروت نکرده کارخانه نساخته فقط منابع و ثروت دولت را که از دوره شاه به ارث مانده بین قشر خاصی نومیلیاردر رانتی به زیرقیمت و غیرواقعی تقسیم کرده است. تمام صندوق های دولتی طبق فرمول خاصی در اختیار مافیا و بخش خصوصی قرار گرفته است و مثلا حتی یک صندوق حمایتی حاکمیتی بیمه در کشور وجود ندارد تنها یک تامین اجتماعی بود که آن را به مافیای بخش خصوصی دادند و عجیب تر اینکه امتیازات انحصارات و اختیارات آن صندوق ها به مافیای بخش خصوصی منتقل شده است.

یعنی منابع و ثروت دولت با تمام اختیارات انحصارات آن به یک دولت موازی منتقل شده است درواقع تنها یک پوسته ظاهری از دولت جمهوری اسلامی مانده است و قدرت و ثروت اصلی دست یک دولت موازی است که محصول بخش خصوصی است.

عجیب تر اینکه حتی بانک مرکزی در کنترل و اختیار حکومت یا دولت نیست و توسط این دولت موازی که بخش خصوصی ایجاد کرده است مدیریت میشود. آن کانالهای تلگرامی که بانک مرکزی مدعی شده است در آمریکا نرخ ارز را در ایران کنترل میکنند در واقع کانالهای همین دولت موازی یا بانک مرکزی موازی است.

همین داستان درباره تمام صنایع و کارخانجات و معادن و منابع طبیعی تاریخی پیش آمده است. کلا سازمان خصوصی سازی دنبال سرقت از دولت اصلی و ایجاد یک دولت موازی و یک بانک مرکزی موازی بوده است. در شرایطی که نباید طلا حراج میشد پانزده تن طلا را در این دو سال اخیر حراج کردند و بیشتر این طلا وارد صندوق های موازی بانک مرکزی شده است. درواقع حکومت ایران اکنون فاقد خزانه است و اختیار خود بر بانک مرکزی را به یک قدرت موازی واگذار کرده است و این بانک تبدیل به قلک شخصی و صندوق خصوصی مافیای بخش خصوصی شده است.

مجلس به ریاست قالیباف قویا از منافع بخش خصوصی که ارز را کاذب دستکاری کرده اند حمایت کرده و مانع استیضاح همتی شده است

باید این جملات امام خمیی را که قبلا به مجلس در دهه شصت گفته یکبار دیگر به مجلس آقای قالیباف یادآوری کنیم:

صحیفه امام خمینی » جلد ۱۴ » صفحه ۳۸۰

باید به حسب واقع، به حسب انصاف، به حسب وجدان، این مردمی که شماها را روی کار آورده‌اند، این مردم زاغه نشین که شماها را روی مسند نشانده‌اند ملاحظه آنها را بکنید، و این جمهوری را تضعیفش نکنید. بترسید از آن روزی که مردم بفهمند در باطن ذات شما چیست، و یک انفجار حاصل بشود. از آن روز بترسید که ممکن است یکی از «ایام الله» – خدای نخواسته – باز پیدا بشود. و آن روز دیگر قضیه این نیست که برگردیم به ۲۲ بهمن. قضیه [این‌] است که فاتحه همه ما را می‌خوانند!

شما نیز لطفا دیدگاه خود را درباره چرایی التهاب ارز و طلا در بخش دیدگاه ها درج کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *