جیمز پترسون، نویسنده پرآوازه آمریکایی، در تازهترین مصاحبه خود درباره کتاب جدیدش عنوان کرده است که مریلین مونرو، بازیگر فقید آمریکایی، به دلیل اطلاع از اسرار پرخطر مرتبط با خانواده رئیسجمهور وقت آمریکا، جان اف. کندی، هدف قرار گرفته و به قتل رسیده است. خود جان اف کندی توسط موساد ترور شد چون او اختلاف شدید با رئیس جمهور اسرائیل پیدا کرده بود.
درحالیکه تازهترین کتاب پترسون با نام «آخرین روزهای مرلین مونرو: یک تریلر جنایی واقعی» بهزودی منتشر میشود، این نویسنده ۷۸ساله در گفتوگویی با هالیوود ریپورتر افشا کرده است که مونرو در «شرایط بسیار خطرناک و حساس» زندگی میکرد و همین خطرات احتمالی، زمینهساز نظریه قتل او شده است.
«او روابطی باورنکردنی با جان اف. کندی، رابرت کندی (برادر رئیسجمهور وقت آمریکا)، فرانک سیناترا (خواننده و بازیگر مشهور آمریکایی) و اعضای مشهور مافیا داشت. آنها رازهایی به او گفتند و او [مونرو] همه را ثبت میکرد. اطلاعاتی داشت که بهنوعی خطرناک بود.» بیشتر بخوانید
فیلم “صددام” که در جشنواره فیلم فجر امسال به نمایش درآمد، داستانی حول محور صلاح، بدل صدام حسین، روایت میکند که درگیر مأموریتی غیرمنتظره در عراق میشود. این داستان با پیوند احساسی و طنزآمیز نامزد صلاح، که سالهاست در تهران زندگی میکند، به جذابیتهای داستان افزوده است. با این حال، این فیلم در جذب مخاطب با انتقادهایی روبهرو شد.
کارگردانی “صددام” بر عهده پدرام پورامیری است. این اثر نخستین تجربه انفرادی پورامینی در جایگاه کارگردانی است اما با وجود تجربههای مشترک قبلی او در سینما، در این اثر بهنظر میرسد که نتوانسته است به خوبی از پتانسیلهای خود استفاده کند. یکی از بزرگترین مشکلات این فیلم نداشتن انسجام در روایت است. داستان بهطرز عجیبی پراکنده و گاهی گیجکننده به نظر میرسد. شخصیتها به خوبی توسعه نیافتهاند و انگیزههای آنها به وضوح مشخص نیست. این مسئله باعث میشود که تماشاگر نتواند با آنها ارتباط برقرار کند و در نتیجه، سرمایهگذاری عاطفی روی داستان از بین میرود.
جالب است که با وجود نام “صددام”، فیلم به زندگی شخص صدام حسین نمیپردازد و بیشتر به مسائلی همچون هویت فردی و اجتماعی شخصیت صلاح میپردازد. در این میان، فیلمساز بهجای تمرکز بر یک روایت مشخص، در تلاش است تا به موضوعات گستردهتری بپردازد که این خود میتواند به تشتت داستانی منجر شود. بیشتر بخوانید
تبهکاری به نام جمشید سیف که با دقت و حوصله از سوژههای خود عکس و مدارکی را تهیه میکند، با تهدید آنها مبنی بر برملاشدن مدارک مورد نظر همکاری و هم یاریشان را در انجام اعمال پلیدش جلب میکند. مدیر بازرگانی یک شرکت آخرین سوژه اوست. مقلد شیطان فیلمی به کارگردانی و تهیهکنندگی افشین صادقی و نویسندگی حمید نعمتالله ساخته سال ۱۳۸۵ است که در ۱۳ مرداد ۱۳۸۹ بر روی پرده سینما رفتهاست بیشتر بخوانید
وقتی آوا یازده ساله در تعطیلات زمستانی خود در هتل سینسترا آرزوی دوری والدین مزاحم خود را دارد، صبح روز بعد همه بزرگسالان ناپدید می شوند. بالاخره بچه ها هر کاری می خواهند بکنند. اما آنها به زودی آرزو می کنند که آرزو می کنند والدین خود را داشته باشند و دوران کودکی بی دغدغه ای را داشته باشند.
دهها کودک و خانوادههایشان به هتل سینسترا، یک خانه آبگرم قدیمی که توسط قلههای سفید کوه احاطه شده است، میرسند. آوا ۱۱ ساله که توسط والدین بیش از حد محافظش دیوانه شده است، یکی از آنهاست.
وقتی آوا هنگام اسکی با دکس ۸ ساله که خیالباف است گم می شود، مربی اسکی و والدینش چنان وحشت زده می شود که آوا را از شرکت در مراسم مشعل شبانه منع می کنند. آوا عصبانی تصمیم می گیرد به هر حال به تنهایی راهی تاریکی شود. او در آنجا با جوناس ۱۱ ساله بازیگوش آشنا می شود و به او در مورد ناامیدی خود از بزرگسالان می گوید. پسر با اشتیاق او را به فواره سینسترا می برد – که گفته می شود می تواند آرزوها را برآورده کند.
وقتی آوا صبح روز بعد از خواب بیدار می شود، نه تنها پدر و مادرش، بلکه تمام والدینش در هتل ناپدید شده اند. وقتی بچه ها متوجه این موضوع می شوند شروع به تشویق می کنند. حالا بالاخره می توانند هر کاری را که معمولاً ممنوع است انجام دهند. تا اینکه به طور تصادفی آتش سوزی رخ می دهد و خاموش کردن آن با آب باعث ایجاد یک اتصال کوتاه بزرگ می شود. برق در سراسر هتل قطع می شود، به این معنی که آنها اکنون بدون نور یا گرمایش هستند.
برخلاف جوناس بسیار کودکانه، آوا شروع به نگرانی در مورد وضعیت می کند. آوا و چند فرزند به امید یافتن والدینش به روستای مجاور می روند. آنها وقتی می بینند که همه بزرگسالان اینجا نیز ناپدید شده اند شوکه می شوند و آوا متوجه می شود که آرزوی او در چاه برآورده شده است.
در بازگشت به هتل، همه با هم کار می کنند تا بهترین شب کریسمس را ایجاد کنند. در همین حین، آوا قطعات پازل را کنار هم قرار می دهد و می خواهد راز جوناس را فاش کند. او همراه با بچه های دیگر همه چیز را امتحان می کند تا سرنخ هایی را که جمع آوری کرده است رمزگشایی کند و آرزویش را برعکس کند تا او و همه بچه های دیگر بتوانند والدینشان را پس بگیرند.