![]()
پرهاکلامپسی یکی از مهمترین عوارض بارداری و یکی از نمونههای قابلتوجه در تاریخ پزشکی است که نشان میدهد پیشرفت در تشخیص و درمان چگونه میتواند مرگ مادران را از یک خطر نسبتاً رایج به عارضهای عمدتاً قابلکنترل تبدیل کند. این بیماری معمولاً پس از هفته بیستم بارداری با افزایش فشار خون و نشانههایی از اختلال عملکرد اندامهایی مانند کلیه، کبد، مغز یا دستگاه انعقادی ظاهر میشود و در صورت پیشرفت میتواند به اکلامپسی، یعنی بروز تشنج، منجر شود. سازمان جهانی بهداشت برآورد میکند که پرهاکلامپسی حدود ۳ تا ۸ درصد زنانی را که زایمان میکنند در سراسر جهان درگیر میکند. اختلالات پرفشاری خون در بارداری در سال ۲۰۲۳ حدود ۱۶ درصد مرگهای مادران در جهان را به خود اختصاص دادهاند؛ رقمی معادل حدود ۴۲ هزار مرگ مادرانه.
چرا فشار خون در پرهاکلامپسی بالا میرود؟
پرهاکلامپسی صرفاً «فشار خون بالای دوران بارداری» نیست؛ یک اختلال چنداندامی است که ریشه آن تا حد زیادی به عملکرد جفت و ارتباط آن با گردش خون مادر مربوط میشود. در بارداری طبیعی، عروق رحم برای تأمین خون جفت دچار تغییرات گستردهای میشوند. در پرهاکلامپسی این سازگاری عروقی ممکن است بهخوبی انجام نشود. در نتیجه، جفت دچار اختلال عملکرد شده و موادی را وارد گردش خون مادر میکند که میتوانند عملکرد پوشش داخلی رگها را مختل کنند. پیامد آن انقباض عروق، افزایش فشار خون و آسیب تدریجی به اندامهای مختلف است.
به همین دلیل، پرهاکلامپسی میتواند علاوه بر فشار خون بالا، با دفع پروتئین در ادرار، کاهش پلاکتها، اختلال عملکرد کلیه و کبد، سردرد شدید، اختلال دید، درد قسمت بالایی شکم یا تجمع مایع در ریهها همراه شود. فشار خون بسیار بالا، بهویژه فشار سیستولیک ۱۶۰ یا بیشتر یا فشار دیاستولیک ۱۱۰ یا بیشتر، یکی از نشانههای وضعیت شدید محسوب میشود.
«اکلامپسی» از نظر ریشهٔ واژهای به مفهوم درخشیدن، برق زدن یا ناگهان آشکار شدن برمیگردد.
در پزشکی، اکلامپسی یعنی بروز تشنج در فرد مبتلا به پیشاکلامپسی در دوران بارداری یا پس از آن؛ یعنی پیشاکلامپسی میتواند در موارد شدید به اکلامپسی پیشرفت کند.
خودِ واژهٔ اکلامپسی از ریشهٔ یونانی eklampsis میآید که معنای اصلیاش چیزی شبیه «درخشیدن، برق زدن، آشکار شدن ناگهانی» بوده است.
اما در پزشکی، این نامگذاری از معنای مثبت «درخشیدن» نیامده؛ بیشتر به ظهور ناگهانی تشنج اشاره داشته است. یعنی رویهمرفته یعنی پیش تشنجی
چرا در گذشته زنان زیادی بر اثر آن میمردند؟
پرهاکلامپسی و اکلامپسی بیماریهای جدیدی نیستند. توصیفهایی از تشنجهای مرتبط با بارداری در منابع پزشکی بسیار قدیمی وجود دارد، اما برای مدت طولانی پزشکان علت واقعی این وضعیت را نمیشناختند. حتی در قرن نوزدهم، اندازهگیری منظم فشار خون هنوز بخشی از مراقبت معمول بارداری نبود و ارتباط میان فشار خون، دفع پروتئین و تشنج بهتدریج شناخته شد. در بریتانیا، اندازهگیری فشار خون در اوایل قرن بیستم وارد پزشکی شد و مراقبتهای پیش از زایمان، از جمله بررسی فشار خون و ادرار، بهتدریج گسترش یافت.
آمار تاریخی نشان میدهد وضعیت واقعاً با امروز متفاوت بوده است. در سوئد، بین سالهای ۱۸۶۱ تا ۱۸۸۸، زمانی که درمان مؤثر بیماریهای پرفشاری خون بارداری وجود نداشت، حدود ۴۲ درصد زنانی که دچار اکلامپسی میشدند زنده نمیماندند. این رقم در فاصله ۱۸۸۱ تا ۱۹۰۰ به حدود ۲۰ درصد رسید و در سالهای ۱۹۷۱ تا ۱۹۸۰ به حدود ۳٫۱ درصد کاهش یافت. پژوهشگران این کاهش عظیم را با پیشرفتهایی مانند تشخیص زودتر، مراقبت پیش از زایمان، درمان فشار خون، کنترل تشنج و مدیریت مناسب زمان زایمان مرتبط دانستهاند.
این اعداد البته مربوط به جمعیتها و دورههای تاریخی مشخص هستند و نباید بهعنوان نرخ مرگومیر زنان مبتلا در همه جوامع گذشته تلقی شوند؛ اما بهخوبی نشان میدهند که اکلامپسی زمانی تا چه اندازه مرگبار بوده است.
درمان امروزی چیست؟
امروزه نخستین هدف درمان، جلوگیری از مرگ مادر و آسیب به جنین است. شدت بیماری، سن بارداری و وضعیت مادر و جنین تعیین میکنند که پزشکان چه روشی را انتخاب کنند.
در موارد شدید، بیمار معمولاً در بیمارستان تحت پایش دقیق قرار میگیرد. برای کاهش خطر تشنج از سولفات منیزیم استفاده میشود و برای کنترل فشار خون نیز داروهای ضد فشار خون به کار میروند. سازمان جهانی بهداشت سولفات منیزیم را درمان اصلی برای پیشگیری و درمان تشنجهای مرتبط با اکلامپسی میداند و گزارش میکند که این دارو میتواند خطر پیشرفت به اکلامپسی را بیش از نصف کاهش دهد.
اگر احتمال زایمان زودرس وجود داشته باشد، ممکن است برای کمک به بلوغ ریه جنین از داروهای کورتیکواستروئیدی استفاده شود. در تمام این مراحل، فشار خون، وضعیت عصبی، کلیه، کبد، پلاکتها و وضعیت جنین بهطور منظم بررسی میشود.
آیا برای درمان پرهاکلامپسی حتماً باید بارداری پایان یابد؟
نه، همیشه و فوراً.
اینجا یکی از مهمترین نکات پزشکی درباره پرهاکلامپسی مطرح میشود. درمان قطعی بیماری در نهایت با خاتمه بارداری و خروج جفت حاصل میشود، زیرا جفت نقش مرکزی در ایجاد بیماری دارد؛ اما این به معنی آن نیست که هر زن مبتلا باید بلافاصله زایمان کند.
اگر پرهاکلامپسی خفیف باشد و مادر و جنین وضعیت پایداری داشته باشند، پزشکان ممکن است بارداری را با مراقبت و پایش دقیق ادامه دهند. در بسیاری از راهنماهای بالینی، اگر بیماری بدون نشانههای شدید باشد، حدود هفته ۳۷ بارداری زمان مناسبی برای برنامهریزی زایمان است.
در پرهاکلامپسی شدید، تصمیم حساستر میشود. بر اساس توصیههای انجمن متخصصان زنان و زایمان آمریکا، اگر بارداری به ۳۴ هفته یا بیشتر رسیده باشد، معمولاً پس از پایدار کردن وضعیت مادر، زایمان مطرح میشود. اگر کمتر از ۳۴ هفته باشد و مادر و جنین کاملاً پایدار باشند، گاهی میتوان بارداری را برای مدت کوتاهی ادامه داد تا فرصت بیشتری برای بلوغ ریه جنین فراهم شود؛ اما اگر وضعیت مادر یا جنین بدتر شود، ممکن است نیاز به زایمان فوری باشد.
بنابراین تصمیم درباره زمان زایمان یک تصمیم پزشکی فردی است و به شدت پرهاکلامپسی، سن بارداری، وضعیت جنین و وضعیت اندامهای مادر بستگی دارد. زایمان نیز الزاماً به معنی سزارین نیست؛ اگر شرایط مناسب باشد، زایمان واژینال میتواند انجام شود و در شرایط خاص سزارین ضرورت پیدا میکند.
چرا امروز مرگ ناشی از پرهاکلامپسی بسیار قابل پیشگیریتر است؟
شاید مهمترین درس تاریخی پرهاکلامپسی همین باشد: بسیاری از مرگهایی که زمانی اجتنابناپذیر به نظر میرسیدند، با چند ابزار ساده پزشکی قابل پیشگیری شدهاند؛ اندازهگیری منظم فشار خون، آزمایش ادرار و خون، تشخیص زودهنگام، داروهای کنترل فشار خون، سولفات منیزیم، مراقبت از جنین، سونوگرافی و دسترسی سریع به خدمات زایمانی و مراقبتهای ویژه.
با این حال، بیماری هنوز از بین نرفته است. سازمان جهانی بهداشت تأکید میکند که اختلالات پرفشاری خون همچنان سهم قابلتوجهی از مرگهای مادرانه را در جهان تشکیل میدهند و بار بیماری در کشورهای کمبرخوردار بیشتر است؛ جایی که دسترسی به مراقبت پیش از زایمان و درمان فوری محدودتر است.
پرهاکلامپسی بنابراین فقط یک بیماری زنان و زایمان نیست؛ نمونهای از یک مسئله پیچیده زیستشناسی است که در آن جفت، عروق مادر، دستگاه ایمنی، کلیه، کبد و مغز درگیر میشوند. تاریخ این بیماری نیز یادآور این واقعیت است که مراقبتهای پزشکی امروزی، از اندازهگیری یک فشار خون ساده تا تزریق یک داروی ضدتشنج، حاصل تجربه نسلهایی از زنانی است که در زمانی با امکانات بسیار محدودتر بارداری را پشت سر گذاشتند.
پرهاکلامپسی؛ بیماری خاموشی که زمانی جان مادران را میگرفت
از تشنج و مرگ در زایمانهای گذشته تا درمانهای امروزی؛ چرا فشار خون بارداری گاهی به یک وضعیت مرگبار تبدیل میشود؟
بارداری معمولاً بهعنوان فرایندی طبیعی و شگفتانگیز در بدن انسان شناخته میشود، اما همین فرایند میتواند در برخی زنان به عوارض خطرناکی منجر شود. پرهاکلامپسی یکی از مهمترین آنهاست؛ اختلالی که معمولاً پس از هفته بیستم بارداری با افزایش فشار خون ظاهر میشود و میتواند کلیه، کبد، مغز، دستگاه انعقادی و جفت را تحت تأثیر قرار دهد.
بر اساس گزارش سازمان جهانی بهداشت، پرهاکلامپسی حدود ۳ تا ۸ درصد زنانی را که زایمان میکنند در جهان تحت تأثیر قرار میدهد. اختلالات پرفشاری خون در بارداری در سال ۲۰۲۳ حدود ۱۶ درصد از مرگهای مادرانه در جهان را به خود اختصاص دادهاند؛ رقمی معادل حدود ۴۲ هزار مرگ مادر.
چرا فشار خون بالا میرود؟
پرهاکلامپسی فقط یک «فشار خون بالا» نیست. این بیماری نتیجه مجموعهای پیچیده از تغییرات مربوط به جفت، عروق مادر و عملکرد اندامها است.
در یک بارداری طبیعی، عروق رحم تغییر میکنند تا خونرسانی کافی به جفت فراهم شود. در پرهاکلامپسی، این سازگاری ممکن است بهدرستی انجام نشود. اختلال عملکرد جفت میتواند موادی را وارد گردش خون مادر کند که عملکرد پوشش داخلی رگها را مختل میکنند. پیامد این فرایند میتواند انقباض عروق، افزایش فشار خون و آسیب به اندامهای مختلف باشد.
به همین دلیل، پرهاکلامپسی ممکن است با پروتئین در ادرار، اختلال عملکرد کلیه یا کبد، کاهش پلاکتها، سردرد شدید، اختلال دید، درد قسمت بالای شکم و در موارد شدید تشنج همراه شود. اگر بیماری پیشرفت کند، ممکن است به اکلامپسی برسد؛ یعنی بروز تشنجی که میتواند جان مادر را تهدید کند.
چرا در گذشته مرگبارتر بود؟
امروز اندازهگیری فشار خون، آزمایش ادرار و خون، پایش جنین، داروهای کنترل فشار خون و درمان تشنج بخشهایی عادی از مراقبت پزشکی هستند. اما برای نسلهای گذشته بسیاری از این امکانات وجود نداشت.
در قرنهای گذشته، ممکن بود یک زن باردار بدون اینکه فشار خونش بهطور منظم اندازهگیری شود، بهتدریج دچار پرهاکلامپسی شود و بیماری او زمانی تشخیص داده شود که به تشنج یا آسیب شدید اندامها رسیده باشد.
یک مطالعه تاریخی درباره مرگومیر ناشی از بیماریهای پرفشاری خون بارداری نشان داده است که در سوئد، در فاصله ۱۸۶۱ تا ۱۸۸۸، حدود ۴۲ درصد زنانی که دچار اکلامپسی شده بودند جان خود را از دست دادند. این میزان در سالهای ۱۸۸۱ تا ۱۹۰۰ به حدود ۲۰ درصد و در فاصله ۱۹۷۱ تا ۱۹۸۰ به حدود ۳٫۱ درصد کاهش یافت.
این ارقام به معنای آن نیست که ۴۲ درصد زنان باردار آن دوره میمردند؛ این عدد مربوط به زنانی بود که دچار اکلامپسی شده بودند. همین تفاوت برای تفسیر تاریخی آمار بسیار مهم است.
کاهش شدید مرگومیر طی دهههای بعد حاصل مجموعهای از پیشرفتها بود: تشخیص زودتر، مراقبتهای دوران بارداری، کنترل فشار خون، مدیریت تشنج و پیشرفت روشهای زایمان و مراقبتهای بیمارستانی.
آیا پرهاکلامپسی همیشه به سقط جنین منجر میشود؟
خیر.
این یکی از مهمترین نکاتی است که درباره این بیماری باید روشن شود.
پرهاکلامپسی ممکن است خفیف باشد و مادر و جنین برای مدتی در وضعیت پایدار باقی بمانند. در چنین شرایطی پزشکان میتوانند با پایش دقیق فشار خون، آزمایشهای مادر و وضعیت جنین، بارداری را ادامه دهند.
اما باید میان درمان بیماری و خریدن زمان برای ادامه بارداری تفاوت گذاشت.
درمان قطعی پرهاکلامپسی در نهایت با خاتمه بارداری و خروج جفت حاصل میشود؛ اما این به معنی آن نیست که هر زن مبتلا باید همان لحظه بارداری را خاتمه دهد.
بر اساس راهنمای انجمن متخصصان زنان و زایمان آمریکا، در پرهاکلامپسی بدون علائم شدید، معمولاً در حوالی هفته ۳۷ درباره زایمان تصمیمگیری میشود. در پرهاکلامپسی همراه با علائم شدید، اگر بارداری به ۳۴ هفته یا بیشتر رسیده باشد، معمولاً پس از پایدار کردن وضعیت مادر، زایمان مطرح میشود. اگر سن بارداری کمتر از ۳۴ هفته باشد و مادر و جنین پایدار باشند، در برخی شرایط میتوان با پایش بسیار دقیق برای مدت کوتاهی بارداری را ادامه داد تا فرصت بیشتری برای بلوغ ریه جنین ایجاد شود. اگر وضعیت مادر یا جنین بدتر شود، زایمان ممکن است ضروری باشد.
بنابراین «پرهاکلامپسی = سقط فوری» برداشت درستی نیست. شدت بیماری، سن بارداری و وضعیت مادر و جنین در تصمیمگیری نقش اساسی دارند.
ضمن اینکه پایان دادن به بارداری نیز الزاماً به معنی سزارین نیست. اگر شرایط پزشکی اجازه دهد، زایمان واژینال نیز میتواند انجام شود؛ در شرایط خاص ممکن است سزارین لازم شود.
چگونه امروز آن را درمان میکنند؟
هدف اصلی درمان، جلوگیری از عوارض خطرناک برای مادر و جنین است.
در موارد شدید، مادر ممکن است در بیمارستان تحت پایش مداوم قرار گیرد. برای کاهش خطر تشنج از سولفات منیزیم استفاده میشود و برای کنترل فشار خون نیز داروهای مناسب تجویز میشوند. سازمان جهانی بهداشت گزارش میکند که سولفات منیزیم میتواند خطر پیشرفت پرهاکلامپسی به اکلامپسی را بیش از نصف کاهش دهد.
اگر احتمال زایمان زودرس وجود داشته باشد، ممکن است داروهای کورتیکواستروئیدی برای کمک به بلوغ ریه جنین تجویز شوند. همزمان، وضعیت کلیه، کبد، پلاکتها، فشار خون و وضعیت جنین تحت بررسی قرار میگیرد.
آیا میتوان از پرهاکلامپسی پیشگیری کرد؟
همه موارد قابل پیشگیری نیستند، اما مراقبت منظم دوران بارداری میتواند احتمال تشخیص دیرهنگام و عوارض شدید را کاهش دهد.
اندازهگیری منظم فشار خون، بررسی ادرار، توجه به علائمی مانند سردرد شدید و اختلال دید و کنترل بیماریهای زمینهای اهمیت دارند. در زنان پرخطر، پزشک ممکن است مصرف آسپرین با دوز پایین را توصیه کند و در مناطقی که دریافت کلسیم غذایی پایین است، مکمل کلسیم نیز میتواند در پیشگیری نقش داشته باشد.
از بیماری مرگبار گذشته تا بیماری قابلکنترل امروز
تاریخ پرهاکلامپسی نمونهای روشن از اهمیت پزشکی پیشگیرانه است. زنی که چند نسل پیش ممکن بود تنها با سردرد، تورم، فشار خون بالا یا در نهایت تشنج وارد مرحلهای مرگبار شود، امروز میتواند با یک اندازهگیری ساده فشار خون شناسایی شود و پیش از رسیدن بیماری به مرحله خطرناک تحت درمان قرار گیرد.
با این حال، پرهاکلامپسی هنوز یک مشکل جدی در سلامت مادران است، بهویژه در مناطقی که دسترسی به مراقبتهای دوران بارداری، دارو و خدمات اورژانسی محدودتر است. سازمان جهانی بهداشت همچنان اختلالات پرفشاری خون را از علل مهم مرگ مادران در جهان میداند.
پرهاکلامپسی فقط داستان «بالا رفتن فشار خون» نیست؛ نمونهای از پیچیدگی بارداری انسان است که در آن جفت، عروق، دستگاه ایمنی، کلیه، کبد و مغز مادر در تعامل با یکدیگر قرار میگیرند.
و شاید یکی از مهمترین درسهای تاریخی آن این باشد که بسیاری از مرگهایی که زمانی بخشی اجتنابناپذیر از بارداری به نظر میرسیدند، امروز با تشخیص زودهنگام، پایش دقیق و درمان مناسب قابل پیشگیری یا کنترل هستند.

